تبلیغات
یك معلم ریاضی - اصلا برایم مهم نیست كه بخاطر اهدای مدال به رهبری به من ویزا ندهند
 
یك معلم ریاضی
ریاضی برای زندگی
درباره وبلاگ


به نام خدا
به وبلاگ شخصی من خوش آمدید.
سجاد خسروپور هستم، کارشناس آموزش ریاضی، کارشناس ارشد تکنولوژی آموزشی ، دبیر رسمی و سرگروه رشته ریاضی مقطع متوسطه اول آموزش و پرورش شهرستان لاهیجان.
قصد دارم در این وبلاگ علاوه بر ریاضیات و تکنولوژی آموزشی که رشته شغلی و تحصیلی من هستند مطالب دیگری که به آن ها علاقه دارم و فکر می کنم که به درد خیلی ها میخوره قرار بدم.
امیدوارم که با نظراتتون به من کمک کنید تا وبلاگ بهتر و مفیدتری داشته باشم.

آدرس های دیگر وبلاگ:

www.1moallem.ir

www.1moallem.sub.ir

تدریس خصوصی ریاضیات در شهرستان لاهیجان:

09025559909

اللهم عجل لولیک الفرج

مدیر وبلاگ : سجاد خسروپور
نویسندگان
نظرسنجی
آیا آموزش و پرورش ما موفق است . اگر خیر به کدام یک از دلایل زیر؟










مسعود شفایی سال دوم دبیرستان مدال نقره المپیاد ریاضی را كسب كرده است و سال سوم دبیرستان مدال طلا را. سال بعدش هم به مسابقات جهانی قزاقستان رفته است و نقره جهانی را گرفته است. همین چند روز پیش هم با تیم دانشگاه شریف به مسابقات المپیاد جهانی دانش‌جویی در بلغارستان رفته بود كه آنجا هم توانست مدال طلا را كسب كند. همه اینها می تواند بهانه خوبی باشد برای گپ زدن با این دانشجوی رشته ریاضی دانشگاه شریف. اما گفتگو با مسعود بهانه دیگری هم دارد. دو سال پیش او سه مدال دوره دانش آموزی اش را همراه تعداد دیگری از المپیادی های جنوب شهر به مقام معظم رهبری اهدا كرد. همه اینها باعث شد تا «باشگاه چانه زنی» این هفته را به گفتگو با این نخبه متعهد اختصاص دهیم. 

متولد چه سالی هستی؟

بسم الله الرحمن الرحیم. 1371.

در كدام محله تهران بزرگ شدی؟

اول راه آهن بودیم، بعد رفتیم طرفهای قلعه مرغی، بعدش رفتیم منطقه 19، محله عبدل آباد كه الان شده است شكوفه. و بعد هم كه مدرسه استعداد درخشان شهرری قبول شدم رفتیم شهرری و تا آخر دوره دانش آموزی آنجا بودیم.

پس یه جورایی بچه جنوب شهر هستی؟

بله طبیعتا.

بچه های جنوب شهری اخلاق خاصی دارند كه بشه در تو هم سراغ گرفت؟

نمیشه گفت بچه های شمال شهر این خصوصیت را ندارند اما خب یه شاخصه بچه های جنوب شهر اینه كه راحت میشه باهاشون گرم گرفت، ندارتر هستند.

تو هم اینطور هستی؟

بله.

مقام آوردن در المپیاد تغییری در این خصوصیتت ایجاد نكرده؟ هنوز هم راحت با بقیه گرم میگیری؟

آره. من خیلی سخت نمی گیرم. اگر طرف مقابل باهام راحت باشه من هم راحتم.

المپاد ریاضی را از كی شروع كردی؟

تابستان سوم راهنمایی به اول دبیرستان یكسری كلاسها در كانون دانش پژوهان نخبه برگزار شد و دقیقا یادم است كه روزی كه رسما برای المپیاد ریاضی انتخاب شدم و كلاسها شروع شد 11 مهر سالی بود كه اول دبیرستان بودم.

یك كم درباره مراحل المپیاد ریاضی كشوری توضیح بده. تا كسب مدال چند مرحله آزمون دادی؟

حول و حوش بهمن ماه هر سال مرحله اول المپیاد كشوری برگزار می شود كه تعداد زیادی در آن شركت می كنند؛ مثلا در زمان ما نزدیك 100 هزار نفر شركت كردند. بعد از این تعداد بین هزار تا هزار و پانصد نفر انتخاب می شوند و مرحله دوم در اردیبهشت ماه برگزار می شود كه از بین اینها هم 40 نفر انتخاب می شوند.

آزمون این مراحل فرقی با هم ندارد؟

چرا. آزمون مرحله دوم در دو روز و هر روز چهار ساعت و نیم است و هر روز هم سه سوال دارد.

خب بعد چی؟

اول اینكه این چهل نفر همه عضو بنیاد ملی نخبگان می شوند. یك دوره تابستانی هم برگزار می شود و به این 40 نفر آموزشهایی داده می شود تا بچه ها هم سطح سازی شوند و مطالب جدیدی یاد بگیرند. انتهای تابستان هم چند سری آزمون گرفته می شود و نهایتاً مدالها تقسیم می شود.

چند نفر طلا می گیرند؟

12 نفر طلا می گیرند.

تیم جهانی چطور شكل میگیرد؟

12 نفری كه طلا می گیرند از كنكور معاف می شوند و در طول سال یكسری كلاسهایی دارند كه به دوره طلا معروف است. در اردیبهشت هم آزمونی گرفته می شود و شش نفر از این 12 نفر برای اعزام به مسابقات جهانی انتخاب می شوند.


تو سوم دبیرستان بودی كه برای المپیاد جهانی انتخاب شدی یا دوم دبیرستان؟

دوم دبیرستان نقره گرفتم و بعد از تابستان برگشتم مدرسه. اما سوم دبیرستان طلا گرفتم و بعد هم برای جهانی قزاقستان انتخاب شدم.

روزی چند ساعت المپیاد می خوندی؟

من هفتگی حدود 26، 27 ساعت المپیاد می خوندم.

این عدد خیلی زیاده؟ یعنی با این مقدار خوندن جزو خرخونها قرار میگرفتی یا نه؟!

نه، خیلی ها بودند كه از من بیشتر درس می خواندند. واقعیتش خیلی زیاد درس نخواندم اما به نظر خودم كیفیتش خوب بود. الان مصداقهایی برای خرخونی تو المپیاد هستند كه من قطعا جزو آنها نیستم!

اصلاً خرخونی در المپیاد جواب می دهد؟

اولش فكر میكردیم نه. بعد فكر میكردیم اگر كسی بتواند با خرخونی نقره یا برنز بیارد اما دیگه طلا نمیتونه بگیره. ولی الان دیدیم كه حتی طلا رو هم میشه با خرخونی كسب كرد!

در دوران مدرسه بچه شیطونی بودی؟

نه آنقدر آرام بودم و نه آنقدر شر كه بزنم شیشه را بشكونم. دوران ابتدایی یادم است كه هر روز در كوچه فوتبال بازی میكردیم مگر اینكه طوفانی، چیزی بیاید. یكبار قشنگ یادم است كه طوفان شد و ما هنوز بازی میكردیم تا اینكه طوفان توپ را برد و ما هرچقدر دویدیم به توپ نرسیدیم و اینجوری دیگه بازیمون تموم شد.

شده بود كه بخاطر بی انضباطی بگن والدینت رو بیار مدرسه؟

در دوران دبستان یكبار شد. از ابتدایی یادم می آید كه سر یك قضیه ای ناظممون زد زیر گوشم و بعد گفت والدینت را بیار. در دبیرستان هم یكبار دعوا كردیم و گفتند والدینت را بیار.

هنوز هم شری؟

الان شر و شورتر ولی معقول ترم. الان حرف بی محابا بیشتر می زنم.

از مسابقات جهانی قزاقستان بگو؟

دو سال پیش بود. سال 2010. برای من كه خوب نبود چون رفته بودم برای طلا اما نقره گرفتم، نقره خوبی هم نبود. آن سال اصلا تیم خوبی نداشتیم و نتونستیم طلا بگیریم. تیم هم هفدهم شد كه رتبه بدی بود. برگزاری قزاقستان هم خوب نبود.

از چه لحاظ؟

از نظر امكانات خوب بود اما مثلا اینكه دو نفر از هر تیم برای انتخاب سوالات جزو هیئت ژوری می شوند و دو نفر هم برای تصحیح برگه ها می روند. جوری برگزار كرده بودند كه اینها باید دویست، سیصد كیلومتر از ما دور میشدند. بخاطر همین ما در آن 12 روز كلا این چهار نفر را كه با ما آمده بودند دو سه روز بیشتر ندیدیم.

خاطره ای از قزاقستان داری؟

تو این دو تا مسابقه ای كه رفتم متوجه شدم ایرانی ها متشخص ترین آدمهایی هستند كه میروند آنجا. بقیه كشورها مخصوصا اروپایی ها خیلی رفتارهای سبك و مسخره انجام میدادند. یا لباسهایی كه می پوشیدند خیلی عجیب و غریب بود.

شما كدوم رو پسندیدی؟

قطعا رفتار و پوشش خودمون. خیلی متشخصانه رژه رفتیم یا رفتار كردیم.


اهل تفریح هم هستی یا فقط سرت تو درس و كتابه؟

بله خب؛ كتاب خوندن را خیلی دوست دارم. فیلم بدرد بخوری كه بدونم ارزش دیدن داره را می بینم. موسیقی هم گوش میدم.

اهل بازی كامپیوتری هم بودی؟

بله، زیاد بازی می كردم.

حتی وقتی كه المپیادت جدی شد؟

بله، همیشه فوتبال بازی میكردم. اما كلا یكبار هم گیم نت نرفتم. تو خونه بازی می كردم. البته در دوران دانشجویی دیگه كلا از برنامه ام حذف شده.

چند تا از مدالهای تو جزو مدالهایی بود كه دو سال پیش به مقام معظم رهبری اهدا شد؟

سه تا مدال از من بود. نقره و طلای كشوری و نقره جهانی. به غیر از من 12 تا مدال دیگر هم بود كه همه بچه های جنوب شهر بودند.

انصافا چرا اینكار را كردی؟

یه جورایی عرض ارادت بود.

واقعا به نیت هدیه دادی یا بالاخره ته ذهنت چیزای دیگه هم بود؟

اطرافیانم چرا، مثلا پیش آمده كه به من میگن مدالها رو هدیه كردی چی شد؟ اما من نه، واقعا خواستم هدیه ای داده باشم به ایشان.

الان كه دو سال گذشته با خودت نمی‌گی شاید این كار برات مشكلی بوجود بیاره و مثلا ویزا ندن برای تحصیل؟

آره بهش فكر كردم و این جواب رو به خودم دادم كه اتفاقا خیلی خوبه اگر به این خاطر به من ویزا ندهند! چون بالاخره برای ویزای آمریكا تحقیق می كنند و ممكنه مثلا به این خاطر ویزا ندهند. اما اصلا برام مهم نیست. مشكل از طرف من كه نبوده از طرف آنها بوده، این هم به من ربطی نداره!

كنكور كه لازم نبود بدی؛ دانشگاه چی انتخاب كردی؟

ریاضی دانشگاه شریف.

چرا مهندسی نرفتی؟

چرا ریاضی نه؟!

خب مهندسی بازاركار بهتری دارد و كلا كلاسش بیشتر است!

شاید مغرورانه باشه اما من مطمئنم كه انقدر خوب درس خواهم خوند كه بیكار نمی مانم.

یك كم هم درباره المپیاد دانشجویی كه در بلغارستان برگزار شد بگو.

اول بگم كه این مسابقه اصلا در حد المپیاد دانش آموزی نیست و اعتبار اون رو نداره اما خب بالاخره یه مسابقه ریاضی جهانیه دیگه. در این مسابقات از دانشگاههای مختلف شركت می كنند و حتی به صورت آزاد هم میتوان شركت كرد. یعنی اگر دانشگاهی با عنوان و هزینه دانشگاه در مسابقات نیاید خود دانشجویان هم می توانند مستقلا شركت كنند.

از ایران كدام دانشگاهها شركت كرده بودند؟

شریف، تهران، فردوسی مشهد، صنعتی اصفهان. بیشترین شركت كننده از ایران بود.

از مسابقه بلغارستان خاطره ای نداری؟

اینجا چون سن بچه ها بالاتر بود و فضا دیگه دانش آموزی نبود گفتگو میان تیمها بیشتر بود و بچه ها خیلی علاقه مند بودند با سایر كشورها صحبت كنند. مثلا با یك نفر از تیم بلژیك صحبت می كردیم كه طرف حتی خبر داشت تو ایران قیمت مرغ رفته بالا!

جداً؟

آره، برای ما هم خیلی جالب بود.


برنامه ای برای خارج رفتن نداری؟

چرا. بین المپیادی ها مرسومه كه دوره كارشناسی كه تموم میشه غالبا میرن آمریكا. من هم یه سری برنامه برای رفتن به یك دانشگاه خوب در ذهنم داشتم كه باید ببینم چی میشه.

بری بمونی یا درس بخونی و برگردی؟

معلومه كه برمی گردم.

چه انگیزه ای می تونه یكی مثل تو را از اونجا برگردونه. چرا نباید بمونی و همانجا زندگی كنی؟

آخه چرا باید بمونم؟! من آنجا رفتن را اینطور توجیه كرده ام كه من در آنجا هستم برای بدست آوردن علم بیشتر ولی تا الان توجیهی پیدا نكردم كه بمونم آنجا و مالیات هم بدم و به كشور دیگری خدمت برسانم و تازه تو سرمون هم بزنند. بالاخره نا سلامتی روباه پیر و شیطان بزرگ هستند!

بالاخره اونجا رفاه و امكانات مادی بیشتری وجود داره.

این چیزیه كه اتفاقا اطرافیانم هم خیلی من رو درك نمی كنند، راستش برای من این چیزها خیلی مهم نیست.

این ترورهای هسته ای باعث نشده بترسی از اینكه مثلا نخبه حزب اللهی هستی و در معرض خطر؟

نه بابا! ترس نداره كه، فوق فوقش آدم می میره دیگه!

خوبه آدم برای كشورش بمیره؟!

كشور به خودی خود نه، بستگی به كشورش داره.

كشور ما ارزشش رو داره؟

بله، می تونم بگم نظام ما داره. اگر در راستای بهتر كردن وضعیت كشور باشه بله ارزشش را دارد.

مشكلاتی كه در كشور وجود دارد نا امیدت نمی كند؟

من قبلا فقط دفاع می كردم ولی بعد دیدم این چه كاریه؟ بالاخره مشكل وجود داره دیگه. اما من برای خودم اینطور جا انداختم كه اون كسی كه باید كشور را درست كند خودمان هستیم. این چه معنی دارد كه من انتقاد كنم تو بشنوی، تو انتقاد كنی من بشنوم. این مسئولین هم از بین همین مردم انتخاب شدند دیگه. قرار هم نیست همه چیز یكدفعه درست شود.

المپیاد تدریس میكنی؟

بله.

درآمدش خوبه؟

آره خوبه. البته همه به من میگن كه چرا جاهایی میری كه انقدر كم پول میدن اما برای من همین كه زندگیم بچرخه و بتونم به خانواده هم كمكی كنم كافیه.

هنوز هم تو جنوب شهر هستی و با بچه های اونجا كار میكنی یا دیگه رفتی بالا بالاها؟!

نه هنوز هم با بچه های جنوب شهر كار میكنم، در همان كانون دانش پژوهان نخبه كه المپیاد را از آنجا شروع كردم.

اونجا چطور پول میدن؟

از اونجا پول نمیگیرم.

صحبتی مونده كه بخوای بگی؟

یك كم بیشتر به باشگاه دانش پژوهان برسند. واقعا بعضی مشكلات خیلی الكی است. یكی از مسئولین باشگاه دانش پژوهان می گفت رفته بودیم پیش معاون وزیر. طرف تو صحبتهاش می گفت حالا شما تو باشگاهتون چه ورزشی می كنید؟! این مسائل خیلی المپیادی ها رو اذیت میكنه. واقعا با تشكیل بنیاد ملی نخبگان كارهایی دارد می شود اما بعضی كم لطفی ها وجود دارد.


 




نوع مطلب : مصاحبه، 
برچسب ها : اصلا برایم مهم نیست كه بخاطر اهدای مدال به رهبری به من ویزا ندهند،
لینک های مرتبط :
1391/06/8 14:31
سلام آقای خسروپور من محمدرضاقمری هستم یکی از دانش آموزان سال قبل شما در مدرسه استعدادهای درخشان شهید بهشتی لاهیجان.امیدوارم حالتون خوب باشه
راستی منم 2تا وبلاگ دارم اگر مایل هستید می خواهم باشما تبادل لینک کنم حتماً به وبلاگ منم سر بزنید
وبلاگ اول:http://mrghamari.persianblog.ir
وبلاگ دوم:http://mrghamari2.persianblog.ir
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :









Free PageRank Checker